نام پسرخورشيد در اوستا

نام پسرخورشيد در اوستا
نقشی از تاق بستان در کرمانشاه ایران. در این نقش شاه ساسانی اردشیر دوم در میان و در سمت راست وی اهورا مزدا که حلقه فرایزدی را برای تاجگذاری به او می‌دهد، برروی دشمنی به خاک افتاده (یولیانوس امپراطور روم) ایستاده‌اند. درسمت چپ شاه، میترا یا مهر، که پیکان‌های نوری همچون خورشید از سر او در همه ی سمت‌ها پراکنده شده، شاخه‌ای از گیاهان بنام «برسم» را در دست گرفته‌است و بر روی گل نیلوفری ایستاده‌است.

مهر، میترا یا میثره از ایزدان باستانی هندوایرانی پیش از روزگار زرتشت است، که معنی پیمان و دوستی و خورشید نیز می‌دهد. نماد او خورشید می‌باشد. پس از آمدن زرتشت یکی از ایزدان یا فرشتگان آیین مزدیسنا گردید. نیروهای طبیعت مانند خورشید و ماه و ستارگان و آتش و خاک و باد و آب مورد ستایش آریاییان بوده‌است. خدایانی را هم که نشانه ی نیروهای طبیعت بوده‌اند «دئوه» می‌خوانده‌اند. در بین این خدایان برتر از همه ایندرا بوده‌است که اژدهاکش و پروردگار تندر و برق و جنگ به شمار می‌آمده‌است. این خدا با این نام در بین آریاهای ایران آن رواج را که میان هندوانمی‌داشت نیافت. نزد ایرانیان آشکارا پرستش میترا (مهر) جای آن را گرفت و ایندرا رفته‌رفته و به ویژه از زردشت در ردیف دیوان مردود درآمد. در فرهنگهای فارسی مهر را فرشته‌ای نشان بر مهر و دوستی و خرد در کارهای مالی و مصالحی دانسته‌اند که در ماه مهر (ماه هفتم از سال خورشیدی) و روز مهر (روز شانزدهم هر ماه) بدو پیوند یافته است و شمارآفریدگان از نیکی و بدی به دست اوست.

مهر در اوستا و در نوشته‌های پادشاهان هخامنشی میثره Mithra و در سانسکریتمیتره Mitra آمده‌است. در پهلوی میتر Mitr شده. امروز مهر نامیده می‌شود. مهر (از ریشه میثر) از کهن‌ترین خدایان ایرانی و هندی است، برخی نشانه‌های پرستش او را در ایران به پیش آریایی بر می‌گردانند (اگر بخش بندی پیشا آریایی و پسا آریایی را بپذیریم.) درباره آغاز دین مهرپرستی در ایران نمی‌توان به درستی آن را روشن ساخت ولی می‌دانیم که بسیار پیش از آنکه کیش زرتشتی و ودایی پدید آیند نژاد ایرانی او را با آیینی راز آمیز ستایش می‌کردند، امروزه گروهی از پژوهشگران ایرانی توان آن را دارند که پیشینه پیوسته این آیین را تا به امروز در ایران نمایان سازند. پیوند میترا با خورشید و گاو و ماه برای ما روشن است و روشن است که نشان + که آن را چلیپامی‌گفته‌اند سمبل خورشید بوده‌است ولی نزدیکی آن با آتش (هنایش زرتشتی) یا با آمایش تن. (هنایش یونانی که در دیدگاه مهرپرستان ایرانی نکوهیده‌است.) و از این دست را باید پیش از پذیرفتن سبک سنگین کرد.

افسانه مهر

روند مهرپرستی در ایران

تندیسه میترای رومی یا یک مشعل‌دار پیروآیین میترایی در روم باستان در موزه واتیکان (ساخته شده از مرمر در حدود سده دوم و یا سوم پس از میلاد)

به درستی نمی‌شود گفت آیا میترا خدای آفریدگار بوده یا پیامبر، آنچه می‌توان از خویشکاری او در باور پرستندگانش دریافت این است که او میانجی یا رهایی بخشی در میان مردم بوده و در زمان نبودنش نیز دوستدارانش باید برای باز گشتش به زمین می‌پیوسیدند (بردبار می بودند). در باور غربی او پسر خورشید بود و در پایان زمان به زمین باز می‌گشت. خورداد و خورتات و خور واژگانی وابسته به این خدا یاپیامبر هستند. خورشید از دو واژه خور(خدا) و شید (درخشنده و ماندگار) آمیخته شده‌است مانند جم شید

پیش از زردشت

ایزد مهرپرستی

هند

همان قانونی که افراد را به هم پیوند می‌دهد.

زروانی

زروان آفریننده اهورا و اهرمن برای داوری در جنگ بزرگ میان آنان است او حاکم مطلق زمان است و آن را در دست دارد.

زروان دارای شمایلی به شکل آدمیزاد و دارای سر شیر بود و چهار بال داشت دو تا رو به بالا و دو تای دیگر رو به پایین در همه نگاره ها ماری به دورش هفت دور پیچیده یا لنگ پوشیده یا از روی پایش مار رد شده و بر روی یک سپر ایستاده.

نام او در نوشته‌های یونان ائون است ودر پهلوی زروان. در نوشته‌های پهلوی سه باور گوناگون در مورد زروان بیان شده:

۱. بر پایه نوشته‌های خود زردشت زروان آفریده اهورامزدا خدای نیکویی است.

۲. بر پایه نظریه‌ای دیگر دو دیدگاه در جهان هست که خوبی و بدی نام دارند.

۳. در نظر گروهی دیگر مربوط به دوران ساسانی زروان بیکران خدای زمان بی پایان دلیل بودن ومکان است و اهریمن و اهورامزدا از او سرجشمه می‌گیرد.

ودر برابر او میترا در همه دوران یاری دهنده مردم در برابر بدی هاست. او مردم را از خشکسالی و گرسنگی رهایی داده و این کارها را با رها کردن تیر از کمان و زدن آن به سنگ خارا ((که حاصل خروج آب بود)) و آموختن شکار به مردم. میترا را ایزد شکارچی نیز میدانند چون آمده که او با یک تیر کمان و یک خنجر به دنیا آمد و همچنین تیری نبود که پرتاب کند ولی به هدف برخورد نکند.

زردشتی

در کیش زرتشت مهر ایزد نور و روشنایی است، و نگهبان پیمان می‌باشد که سوار بر گردونه خورشید گرد جهان می‌گردد. در اوستا نیز یک سرود برای مِهر آمده‌است.

مانوی

روم

در سده سوم میلادی میتراییسم کیش امپراتوری رم بود. هنوز مسیحیت و انسان گرایی بسیاری از نمودهای آیین مهر را در خود دارد(استیوارد پرون). ارنست رنان (فیلسوف فرانسوی ۱۸۲۳-۱۸۹۲) براین باوراست: "اگر رویدادی آیین مسیحیت را از تعالی باز داشته بود اینک جهان پر از میترا و مهر بود".

سلام

...


 

مالک گران ترین خانه ها کدامیک از فوتبالیست ها هستند+عکس

مالک گران ترین خانه ها کدامیک از فوتبالیست ها هستند+عکس
در اینجا گران ترین خانه هایی را که فوتبالیستها مالک آن هستید،خواهید دید.
مالک گران ترین خانه ها کدامیک از فوتبالیست ها هستند+عکس

به گزارش فوتبال آنلاین، گران ترین خانه متعلق به کاپیتان سابق تیم ملی انگلیس است که 20 میلیون پوند می ارزد.

همچنین خانه وین رونی مهاجم شیاطین سرخ به ارزش 17.8 میلیون پوند در جایگاه دوم این رنکینگ است و خانه دیدیه دروگبا ساحل عاجی به قیمت 14.5 میلیون پوند در پله سوم قرار دارد.

1-دیوید بکهام .20 میلیون

2- وین رونی (منچستر یونایتد) 17.8 میلیون

3-دیدیه دروگبا (گالاتاسارای) 14.5 میلیون

4-جات تری (چلسی) 7.5 میلیون

5-فرانک لمپارد (چلسی) 7 میلیون

6-کریستیانو رونالدو (رئال) 6 میلیون

7-ماریو بالوتلی (میلان) 5 میلیون

8-لیونل مسی (بارسلونا) 5 میلیون

9- آندرس اینیستا (بارسلونا) 4.9 میلیون

10-کاکا (میلان) 3 میلیون پوند


ده دیکتاتور فوتبال؛ از سشوار تا دیوانه! + عکس

ده دیکتاتور فوتبال؛ از سشوار تا دیوانه! + عکس
در اينجا مربياني که نسبت به بازيکنانشان بسيار سختگير مي گيرند را معرفي خواهيم کرد.
ده دیکتاتور فوتبال؛ از سشوار تا دیوانه! + عکس

به گزارش فوتبال آنلاین دستمزد بالاي بازيکنان باعث شده تا فوتباليستها نظم و انضباط را از ياد ببرند و تنها راه براي جلوگيري از اين بي نظمي مربيان ديکتاتور هستند.

فيليکس ماگات

او ملقب به فليکس آهني بود.ماگات در بين مربيان بسيار قدرتمند و با نفوذ بود که خيلي از روشهاي او امروزه هم استفاده مي شود.

يکي از متدهايش «فارس-لگ»بود.اين روش متشکل از دو صد متر است که بايد صد متر سريع ،صدمتر آهسته دويد.او به استقامت فيزيکي بسيار اهميت مي داد و اغلب بازيکنان را مجبور به دويدن مي کرد.مرد آهني تحمل اعتراض نداشت و در تمرينات بسيار تنوع طلب بود بطوريکه بعضي مواقع شاگردانش را مجبور به اسکي مي کرد.

الگ بلوخين

او معروف به يک مربي سختگير است.اما هرگز اين را قبول نمي کند.

بلوخين در مصاحبه اي گفت:من به بازيکنان سخت مي گيرم!شما توقع داريد بازيکن روي نيمکت بنشيند و قهوه بنوشد؟

والري اوچينيکوف

او نيز يک ديکتاتور واقعي است.بازيکنان خارجي که وارد ليگ روسيه مي شدند در نهايت از تمرينات  وي فرار مي کردند.

يکي از بازيکنان خارجي مي گويد:والري پس از اولين تمرين پشت ميز نشست.گرماي ديوانه کننده تابستان بود.گفت دو راه داري يا تمرين کني و يا فرار.تمرينات او بسيار سنگين است بطوريکه بازيکنان پس از تمرين حالت تهوع و ضعف مي گيرند.

يورگن ريبر

يکي از مربيان ديکتاتور آلماني.او با رساندن هرتا برلين به مقام سوم بوندس ليگا معروف شد اما بعدها شايد بخاطر تمرينات سنگينش مربي ساتورن شد.اغلب بازيکنان وي را سختگير ترين مربي در دوران کاريشان مي نامند.

پائولو دي کانيو

بالوتلي بازيکن خودخواهي است و لياقت سيلي هاي زيادي را دارد.اين گفته هاي جنجالي دي کانيو در مورد ماريو بالوتلي است.اکنون اين مربي ايتاليايي در ساندرلند کار مي کند و روش او فقط فرياد و فرياد است.

زمانيکه از تمرين بازيکنانش راضي نباشد به آنها لگد مي زند.

فابيو کاپلو

اين مربي ايتاليايي بسيار بسيار مقرراتي است و به نظم و انضباط در زمين بسيار اهميت مي دهد.اما بازيکنان باوجود سختگيري احترام زيادي براي او قائلند و به حرف او همچون قانون عمل مي کنند.

آريگو ساکي

مربي ايتاليايي که از کاپلو هم سختگير تر است. او به حدي به انضباط اهميت مي دهد که حتي حاضر به گذشت نيست.زمانيکه بازيکني از تعطيلات ديرتر بر مي گردد ديگر جايي در تيم او نخواهد داشت.

مارسلو بيلسا

اسم مستعار بيلسا «ديوانه» است. او تمايل دارد از جهان امروز بدور باشد و جايي زندگي کند که دسترسي به تلفن و رسانه اي نباشد.از شلوغي متنفر است.بيلسا بيشتر به ممنوع کردن معروفيت دارد.

او زماني كه مربي شيلي در جام جهاني 2010 بود بازيکنان را از حضور در رسانه ها و استفاده از کامپيوتر منع کرده بود.حتي گاه آنها اجازه ديدن خانواده شان را هم نداشتند.زماني هم که مربي تيم ملي آرژانتين بود در زمان تمرينات به خبرنگاران اجازه نمي داد بيشتر از 100 متر جلو بيايند.

برايان کلاف

شهرت او فقط در دروغ گفتن نبود بلکه مربي بسيار سختگيري بود بطوريکه بازيکنانش در موقع تمرين از ضرب و شتم او در امان نبودند.البته در اواخر کارش مشخص شد او الکلي بوده و به همين دليل به بازيکنان آسيب مي رسانده است.

الکس فرگوسن

و در نهايت الکس فرگوسن يک مربي منحصر به فرد که براي هميشه يادش در حافظه ها مي ماند.او هميشه از بازيکنانش در خواست انجام وظيفه شان را داشت و اگر کسي کوتاهي مي کرد مجازات مي شد.

کريستيانو رونالدو در مورد او مي گويد:مربي سختگيري است اما بسيار دوست داشتني .من از او چيزهاي زيادي آموختم.

روني هم گفت:بازيکنان او را سشوار مي خواندند.هيچي بدتر از اين نبود زمانيکه فرگوسن سشوار مي شد.او وسط رختکن مي ايستاد و در نزديک صورت و گوش من فرياد مي زد.احساس مي کردي که موهايت با سشوار 2200 ولت در حال خشک شدن است.

وبلاگ دوم

سلام به همه دوستان 

 از همه ی دوستان عزیز و گرامی دعوت به عمل می آید.

درضمن لینک منزل جدید یادتون نره 

http://khorshid-kola.blogfa.com  

منتظر حضورتون هستيم 

تعویض پرچم گنبد منور حرم امام رضا علیه السلام + تصاوير

پرچم حرم نورانی و معطر علی ابن موسی‌الرضا(ع) امروز صبح ساعت 7:35 به مناسبت ولادت آن امام همام و دهه کرامت با حضور مسئولان و خیل عظيم مجاوران و زائران طی مراسم با شکوهی تعویض شد.












ميلاد امام رضا

%D9%85%D9%88%D9%84%D9%88%D8%AF%DB%8C %D9%88%D9%84%D8%A7%D8%AF%D8%AA %D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85 %D8%B1%D8%B6%D8%A7 300x225 دانلود مولودی ولادت امام رضا (ع) با صدای مداحان اهل بیت (ع)

ای پسر فاطمه، نور هدی
سبزترین باغ بهار خدا
با تو دل از غصه رها می شود
پاکتر از آینه ها می شود
ای گل گلزار خدا، یا رضا
آینه ی قبله نما یا رضا

ولادت امام هشتم امام رضا مبارك


ولادت باسعادت سلطان، امیر و ولی نعمت تمام ایرانیان، حضرت رضا-ع مبارک.

 

بر روی رضـا شمـس امامت صلـوات

بر شافع ما روز قیامـت صـلوات

در شـام ولادتـش که شادنـد همـه

بفرست بر این روح کرامت صلوات صلوات

 

آشنای همیشه قلبم... ای امامی که با هرم اشکها آشنایی و راز دلتنگیها ی نفس گیر را خوب میدانی ، ای کسی که دستهای اجابت را می فشاری و با قلقله نیازها در صحن و سرایت کسی را ناامید از درگاهت نمی رانی ، ای که هربار پایمان لغزید و دوباره به سویت آمدیم باز زیر سایه ات جا داشتیم ، ای امامی که لا به لای مناجاتها مشهودی و ناخوشی احوال را مرهمی، ای که بیقراریهای بی تاب کننده را درمانی، کلمه به کلمه ، حرف به حرف ، چکه چکه می باری بر دست نوشته هایم و من یاد می گیرم وقتی تلخ و کلافه و خسته ام برای رهایی از این همه دغدغه " تو" را طوری طواف کنم که تعبیر عاشقانه های با تو بودن در وجودم جان بگیرد.

وقتی دیر می شود و طلبیده نمی شوم ، خیال فاصله گرفتن از" تو" کابوس می شود کنج دلم وبود و نبودم بوی هراس می گیرد و این "تو"یی که مرا از پیله ام بیرون می کشی و به یادم می آوری جایی در این شهر گنبد و بارگاهی است که می تواند به مهربان ترین شکل ممکن این بیقرار ناآرام را آرام کند... این بی قرار را که هر وقت سیلی می خورد از روزگار یادش می آید کسی هست که سنگینی بی پناهی اش را تسلی شود.

دلم می خواهد زیارت نامه ات را ضیافت قلبم کنم، بغض کنم و بغضم بترکد و در وادی درد دلهای اشک آلودم به لکنت بی افتم ... دلم می خواهد روحم که سنگین می شود تو معجزه کنی تا من تشنه نمانم محبتت را . همین که قافیه های عشق را برایت ردیف می کنم، همین که با تمام وجودم تو را به نام صدا می زنم، همین که حضور تو را به حقیقت دلسرد کننده روزهایم پیوند میزنم همه اینها یعنی در این برهوت بی کسی تنها نیستم، تو هستی و من به بودنت دلخوشم.