??????????????............why


تا حالا توجه کردین:


هیچ قنادی قند نمیفروشه


هیچ عطاری عطر نمیفروشه


قهوه خونه هام همه چی دارن جز قهوه


جدا چرا ...... ؟!!!

دروغ های بسیار جالب پسرا به دخترا همراه با معنی............طنز


دروغ های بسیار جالب پسرا به دخترا همراه با معنی............طنز


[b]دروغ های متداول برخی پسران به دختران همراه با معانی آنها

دروغ : بعدا باهات تماس می گیرم

معنی : دیگه هیچ وقت منو نمی بینی

دروغ : تو قسمتی از وجود منی- نمی دونی تا چه اندازه دوستت دارم

معنی: تو برای من به اندازه کافی زیبا، باهوش و پولدار نیستی میزارمت کنار
دروغ : اون دختر هیچ تیریپی با من نداره – ما فقط دوست معمولی هستیم

معنی: عاشقشم

[/b]

دروغ : آخر این هفته با دوستام داریم میریم کوه

معنی: داریم میریم دختر بازی.

دروغ : می تونی ۵ هزار تومن بهم قرض بدی؟ تا آخر هفته بهت برمیگردونم

معنی: پولتو ببوس و باهاش خداحافظی کن.

این هم شاید بزرگترین دروغی باشد که تا بحال گفته شده :

دروغ : قول میدم تا زمانیکه مرگ مارو از هم جدا نکرده عاشقت باشم، باهات صادق باشم و ازت نگهداری کنم.

معنی : ازت میخوام لباسامو بشوری، خونمو تمیز کنی، غذا برام بپزی، وقتی مریض میشم ازم پرستاری کنی، از بچه هام مراقبت کنی، به دوستام و خـانوادم سـرویـس بدی . هر وقت بخوام میـرم با دوسـتــام و دخـتـرای دیـگـه گـردش، هیچوقت پول بـهت نمی دم و هیچ کلمه خوشـحال کنـنده ای بـهت نخواهم گفت و هیچ کاری که برای تو جالب باشه انجام نخواهم داد.

!!! و آن گاه که آسمان سیاه شد !!!

!!! و آن گاه که آسمان سیاه شد !!!


محرم ماه الفت با جنون است . چراغ کوچه هایش بوی خون است


محرم حرمت خون است و خنجر . تلاطم می کند حنجربه حنجر


دل من فدای دو دست اباالفضل . به قربان چشمان مست اباالفضل


ربود از همه ساقیان گوی سبقت . به چوگان دل ناز شست اباالفضل


غم ِ زهرا مرا سوز درون داد .دم ِ حیدر به من شور جنون داد


حسین آمد به زخم دل نمک ریخت .مرا با شور عاشورا در آمیخت


مرا سودای زینب در به در کرد .نصیبم جرعه ای خون جگر کرد


ز فرط تشنگی بی تاب گشتم  .عطش دیدم ز خجلت آب گشتم


چه ها گویم ز مَشک تیرخورده .ز دست ساقی شمشیر خورده


به خاک افتاد مشک از دست ساقی .دو عالم پر شد از بوی اقاقی


مشامم پر شد از داغ شهیدان .که می گردم بیابان در بیابان

حرمله قاتل حضرت علی اصغر

حرمله قاتل حضرت علی اصغر



مختار" با "حرمله" قاتل علی اصغر(ع) چه کرد؟

 در كتاب «یك صد موضوع 500 داستان» نوشته سید على اكبر صداقت كه روایات متعددی در حوزه اخلاق و دین منتشر شده، در خصوص سرنوشت حرمله بعد از واقعه كربلا آمده است: « حرملة بن كاهل اسدى كوفى همان است كه كودك شیرخوار امام حسین (ع) را (به نام على اصغر) در آغوش امام یا روى دست وى با تیر به شهادت رساند. 

منهال بن عمرو گوید: از كوفه به سفر حج رفتم و خدمت امام سجاد علیه السلام رسیدم. آن جناب از من پرسید از حرملة بن كاهل (قاتل شش ماهه علی اصغر بود) چه خبر داری؟ عرض كردم در كوفه زنده است؛ حضرت دست به نفرین او برداشت و از خدا خواست حرارت آتش و آهن را در دنیا به او بچشاند.

 
منهال گوید: چون به كوفه برگشتم، روزی بدیدن مختار رفتم، مختار اسب طلبید و سوار شد، مرا نیز سوار كرد و با هم رفتیم به كناسه كوفه، لحظه ای صبر كرد مثل كسی كه منتظر چیزی باشد، كه ناگاه دیدم حرملة را گرفته و نزد او آوردند.
 
مختار حمد خدای بجای آورد و امر كرد، دست و پای او را قطع كنند و پس از آن او را در آتش اندازند... من چون چنین دیدم سبحان الله گفتم، مختار گفت: برای چه تسبیح خدای كردی؟ حكایت نفرین امام سجاد(ع) بر حرمله را و استجابت دعای او را نقل كردم.
 
مختار از اسب خویش پیاده شد و دو ركعت نماز طولانی بجای آورد و سجده شكر كرد و سجده را طول داد. با هم برگشتیم، چون نزدیك خانه رسیدیم او را به خانه خود دعوت كردم كه غذا میل كند! مختار فرمود: ای منهال تو مرا خبر دادی كه امام سجاد(ع) دعا كرد كه به دست من نفرین او بر حرملة مستجاب شده، از من خواهش خوردن طعام داری، امروز روز روزه است كه به جهت شكر این مطلب باید روزه باشم.